یک صبح ابریه اخم آلوده و من هم البته اخم آلود و بی حوصله... حونه کامپیوتر ندارم! رفته برای تعمیر! و من یک معتاد اینترنتی وحشتناک به طول زمان 5 سال هستم که در این 5 سال اتفاق نیفتاده من یک هفته بدون اینترنت باشم و حالا قرار است که باشم! خیلی عادت هامو ترک کردم اما این یکی را نتوانستم! دیشب عروسی بودم دیگه نرفتم خونه الان در مهمانی به سر می برم و صبح خواب آلود و بد اخلاق بلند شده ام اومدم کافی نت سر کوچه میزبان چرا که مودم پی سی میزبان هم قاط زده!! و جالب اینجاست که احساس کرده ام کافی نت خونه خالمه و کیف پولمو یادم رفته بیارم! فقط موبایلمو گذاشتم تو جیب شلوارم بلند شدم اومدم و البته موبایلم هم داره شارژش می خوابه! حالا بلند که بشم برم حساب کنم با جیب خالی پسرک حتما می گه این با این ریخت و قیافه هزار تومن همراهش نیست!! خاک بر سرم!
اون هفته ای مامان جان یک چک پول مرحمت کردند که من قبض تلفنشون رو بدم! اما من سر راه بانک یک دامن اسپانیولی چشمم رو گرفت و خریدم و چک پول مامان جان رو خرج کردم به تمامی! و بعد خونه پول نداشتم مجبور شدم برم بانک از حسابم پول بردارم قبض رو پرداخت کنم! و اما دیروز علی سر راه که داشت می رفت قزوین پول قبض موبایلش رو گذاشت که برم پرداخت کنم! اما من سر راه با اون پول یه بلوز خوشگل خریدم برای دامنم! فقط مشکل اینجاشت که دیگه تو حسابم هم پول ندارم که بخوام برداشت کنم! کسی دیگه قبض نداره بده من برم پرداخت کنم براش؟!
راستی کابوس تمام شد! پروژه رو می گم!
من این چند روزه دنبال کسی می گشتم با جنسیت مذکر که مشکل سربازی نداشته باشه و پایه باشه برای یه قرارداد کاری به مدت چهار سال بره آمریکا با یه گروهی و صد البته که باید زبانش هم کامل می بوده باشد! قراردادش هم حسابی نون و آبداره ولی هنوز شخص مورد نظر یافت نشده!
پا شم برم دیگه خیلی پول دارم نشستم اینجا می لاگم!

0 Comments:
ارسال يک نظر
<< Home