Tuesday، April 10، 2007

دیشب بعد هزار سال که من هوسِ تلویزیون دیدن به سرم زد، چشمم به جمالِ منورِ برادر ده نمکی روشن شد در برنامه شب شیشه ای!!! و از آنجا که من مبتلا به مازوخیستم، گوشِ جان سپردم به افاضات برادر ده نمکی! برادر ده نمکی موقع حرفهایِ شما من به کرات احتیاج پیدا کردم که بروم سرِ دستشویی و بالا بیاورم! خصوصا آنجا که فرمودید خوب من چیکار کنم، کار مطبوعاتی می کنم می گیرد، مستند می سازم همینطور، فیلم سینمایی همینطور!!! الهی من فدایِ اون مظلومیتت بشم گوگولی!! برادر ده نمکی عزیز، من مجید سوزوکی را نمی شناسم، همانی که تو عکسش را در آوردی و برایش اشکِ تمساح ریختی، اما دیشب باور کن که به لجن کشیدیش برادر! راستی به زعمِ خودت همه کارهایت می گیرد، به نظرم اگر شومنی را هم امتحان کنی بد نباشد هر چند که زیادی تته پته می کنی، ولی باور کن تو استعدادش را داری! امتحان کن! من دیشب واقعا ناراحت شدم برایت که گفتی من از همه سخت تر مجوزِ کارگردانی گرفتم و مراحل سخت تری را پیموده ام!! بمیرم برای مظلومیتت حسین جان، آخ نه ببخشید مسعود جان! خلاصه بدا و آگاه باش که دیشب گند زدی به شبم برادر!