خورده که امشب ميخوام بعد مدتها اينجا بنويسم اونم بدون دغدغه اين که کيا اينجا رو میخونند!
نشستم مثل سگ پای کامپیوتر اشک میریزم از این خبرای لعنتی که این ور اون ور میخونم، همه جا حرف از باتوم و کتک خوردن و گرفتن و بردنه، حرف از آدمایی که بردنشون و هیچ خبری ازشون نیست و خانواده ها دنبالشون میگردن! من باید چیکار کنم؟ دستم به کجا بنده؟! از کی سراغ کی رو بگیرم...

0 Comments:
ارسال یک نظر
<< Home