paradise lost
Previous Posts
چترهاي سياه لعنتي امروز آرامشم رو گرفتند... بيچاره...
متاسفم عزيزم باور كن هيچ چاره ديگه اي نيست من پنچه...
به من نگو فرشته! حالم بد مي شه!! من فرشته نيستم......
دلم هوس ماسوله كرده....دلم كوچه هاشو مي خواد كه هم...
اينها بخشهايي از كتاب "نامه به كودكي كه هرگز متولد...
آدمي رو كه خوابيده مي شه بيدار كرد ولي آدمي كه خود...
تنها فايده اي كه قرص كديين داشت برام اين بود كه مث...
بالاخره بعد از دو روز تصميم گرفتم كه بيام اينجا اف...
هرگز حضور حاضر و غايب شنيده اي من د...
امروزتشريفم رو بردم پيست دوچرخه سواري! خيلي خوش گذ...
جمعه، دی ۲۳، ۱۳۸۴
نمي خواستم اينقدر زياد بشيد 4 تا خيلي زياده حالا چيكار كنم! خودتون به نفع هم بريد كنار خواهش مي كنم!
تصميم گرفتم از اون يه نفر پسش بگيرم و هزار تيكه اش كنم و هر تكه رو بدم به يكي.....
posted by من @
۳:۲۱ ق.ظ.
0 Comments:
ارسال یک نظر
<< Home
0 Comments:
ارسال یک نظر
<< Home